شير على خان لودى

184

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

[ تذكرهء شاعران ] شيخ عبد العزيز نوسرفراز - اصلش از اكبرآباد است . قوّهء مدركه و حافظهء وى به مرتبهء اعلى بود ، چنان كه در عنفوان جوانى از تحصيل علوم غامضه و فنون متكاثرهء متباينه كه حوصلهء شخص واحد به احتمال آن كفايت نكند ، فارغ گرديده ، به وسيلهء نوّاب همّت خان پسر اسلام خان بدخشانى به استلام عتبهء عليّهء حضرت عالم‌گير شاه سربلندى يافت و روز اوّل در خاطر مبارك جاى كرد و به منصب صدى سرفرازى يافت . از آن باز ، همواره در ترقّى بود تا آنكه در مدّت شش ماه به منصب هفت‌صدى رسيد و خدمت عرض مكرّر به آن مقرّر شد . بارها بر زبان مبارك پادشاه گذشت كه : ما را در مدّت سلطنت بهتر از اين شاگردى به دست نيامده بود . روزى از قضا به طريق طيبت به عرض رسانيد كه گاهى حضرت سجع قاضى را غور كرده‌اند ، پادشاه فرمود : چگونه است ؟ گفت : اين مصراع در مهر خود كنده : خادم شرع محمّد ، قاضى عبد الوهاب پادشاه تأمّل كرده ، فرمود كه : ياى ثانى در لفظ « قاضى » چه معنى دارد ؟ همّت خان ايستاده بود ، عرض كرد كه : براى ضرورت شعرى خواهد بود . شيخ گفت : قاضى را شعر چه ضرور است ؟ هنوز اين ذكر در ميان بود كه قاضى رسيد . چون از اداى آداب فارغ گرديد ، پادشاه فرمود : چطور مصراعيست كه شما در مهر خود كنده‌ايد ؟ قاضى گفت كه : مىگويند كه من مصراعى كنده‌ام . فرمود : پس چه چيز است ؟ گفت : فقره‌ايست ، يعنى « خادم شرع محمّد